به چه مانند كنم موي پريشان ترا؟؟؟
به دل تيره شب؟؟؟
به يكي هاله رود؟؟؟
يا به يك ابر سياه؟؟؟
كه پريشان شده وريخته بر چهره ماه!!!
به نوازشگر جان؟؟؟
يا به لطف كه نهد گرم نوازي د ر سيم؟؟؟
يا بدان شعله شمعي كه بلرزد زسيم؟؟؟
به چه مانند كنم حالت چشمان ترا!؟؟؟!!!
به يكي نغمه جادويي از پنجه گرم ؟؟؟
به يكي اختر رخشــــــــــنده بدامان ســـــپهر؟؟؟
يا به الماس سياهي كه بشويندش در جام شــراب؟؟؟
به غزلهاي نوازشگر حافظ در شب؟؟؟
يا به سر مســتي طغـــــــيانگر دوران شباب؟؟؟
به چه مانند كنم سرخي لبــــــــــهاي ترا؟؟؟
به يكي لاله شاداب كه بنشـســــــــــته به كوه؟؟؟
به شــــــــــرابي كه نمايان بود از جام بلور؟؟؟
به صفاي گل سرخي كه بخندد درباغ ؟؟؟
به شقايق كه بود جلوه گر بزم چمن؟؟؟
يا به ياقوت درخشان كه در نور چراغ؟؟؟
به چه مانند كنم مرمرصاف تــنت را؟؟؟
به بلوري رخشان؟؟؟
يا به پاكي دل انگـــــيز برف؟؟؟
يا به يكي ابر ســـپيد؟؟؟
يا به يك مخمل خوشرنگ نوازشگرگرم؟؟؟
به يكي چشمه نور؟؟؟
يا به سيماي گل انداخته از دولت شرم؟؟؟
به پرندي كه كند جلوه گري درمهتاب؟؟؟
به گل ياس كه پاشـــيده بر آن پرتوماه؟؟؟
يا به قويي كه رود نرم وسبك دردل آب؟؟؟
به چه مانند كنم خلوت آغوش ترا؟؟؟
به يكي بســــــترگل؟؟؟
به پرســــتــشگه عشق؟؟؟
يا به خلوتگه جانها كه غم از ياد برند؟؟؟
به نفس هاي بهار؟؟؟
يا به يك خرمن ياس؟؟؟
كه نسيم خوش آنرا همه جا باد برد!!!
به چه مانند كنم؟؟!!!!!!!!!
من ندانم !!!......
به نگاهي تو بگو:::........
به چه مانند كنم .!!!؟؟؟
نوشته شده توسط جویا در سه شنبه شانزدهم آذر 1389 ساعت 7:6 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت





نمیگم که رو زمین عاشقترینم
نمیگم برای تو من بهترینم 
نمیگم که ثروت دنیا رو دارم
نمیگم که قدرت خدا رو دارم
نمیگم که خورشید و ماه برات میارم
نمیگم که ستاره تو شبات میارم
نمیگم که قصری از طلا می سازم
نمیگم که پلی از لاله ها می سازم
نمیگم با بودنم غم دیگه مرده
نمیگم خدا تو رو به من سپرده 


من میگم معنی عشق من تو هستی
من میگم تنها امید من تو هستی
من میگم یه قلب پاک و ساده دارم
من میگم برای تو هر چی که دارم
من میگم مهر و وفا برات میارم
من میگم تا جون دارم برات می سازم 
من میگم غم اگه داری با تو هستم
من میگم تنها با عشقت زنده هستم






نوشته شده توسط جویا در سه شنبه نهم آذر 1389 ساعت 10:27 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
عمیق ترین درد درزندگی مردن نیست!
بلکه نداشتن کسی است که الفبای دوست داشتن را برایت تکرار کند وتو از او رسم محبت بیاموزی.
عمیق ترین درد درزندگی مردن نیست!
بلکه گذاشتن سدی در برابر رودی است که از چشمانت جاری است.
عمیق ترین درد درزندگی مردن نیست!
بلکه پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته شده.
عمیق ترین درد درزندگی مردن نیست!
بلکه نداشتن شانه های محکمی است که بتوانی به آنها تکیه کنی وازغم زندگی برایش اشک ریزی.
عمیق ترین درد درزندگی مردن نیست!
بلکه نداشتن یک همراه واقعی است که در سخت ترین شرایط همدم تو باشد.
عمیق ترین درد درزندگی مردن نیست!
بلکه بدست فراموشی سپردن قشنگ ترین احساسات زندگی است.
عمیق ترین درد درزندگی مردن نیست!
بلکه یخ بستن وجود آدما وبستن چشمهاست.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط جویا در شنبه ششم آذر 1389 ساعت 5:11 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
قاصد اومد گفتمش آن ماه سیمین بر چه گفت؟
گفت: با هجرم بساز
گفتمش دیگر چه گفت؟
گفت: دیگر باز حد خویش نگذرد برون
گفتمش جم است از پا خاطرم، از سر چه گفت؟
گفت: سر را بایدش ازخاک ره کمتر شمرد
گفتمش کمتر شمردم زین تن لاغر چه گفت؟
گفت: جسم لاغرش را ازتب خواهم سوخت.
گفتمش من سوختم، درباب خاکستر چه گفت؟
گفت: خاکستر چوگردد، خواهمش برباد داد
گفتمش برباد رفتم درصف محشر چه گفت؟
گفت: درمحشر بازیکدم زنده اش خواهیم کرد.
گفتمش من زنده گردیدم،زخیروشر چه گفت؟
گفت: خیروشر نباشد در حساب عاشقان.
گفتمش این است احسان،ازلب کوثر چه گفت؟
گفت: باما بر لب کوثرنشیند عاقبت
گفتمش چون عاقبت این است، زین خوشتر چه گفت؟
گفت:دیگر نگذرد خاطرم یادی عظیم
گفتمش دیگر بگو
گفتا مگر دیگر چه گفت؟؟؟
نوشته شده توسط جویا در شنبه بیست و نهم آبان 1389 ساعت 8:13 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
نام تو رو آورده ام دارم عبادت مي كنم
گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت مي كنم
دستت به دست ديگري ازاين گذشته كار من
اما نميدانم چرا دارم حسادت مي كنم
گفتي دلم را بعد ازاين دست كسي ديگر دهم
شايد تو با خود گفته اي دارم اطاعت مي كنم
رفتم كنار پنجره ديدم تو را با ديگري
چيزي نديدم اين چنين دارم رعايت مي كنم
من عاشق چشم تو ام تو مبتلاي ديگري
دارم به تقديرم خودم چنديست عادت مي كنم
تو التماسم مي كني جوري فراموشت كنم
با التماس ولي تو را به خانه دعوت مي كنم
گفتي محبت كن برو باشد خدا حافظ ولي
رفتم كه تو باور كني دارم محبت مي كنم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط جویا در جمعه بیست و یکم آبان 1389 ساعت 8:0 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
مثل گل روي آب
مثل ما هي توي آب
مثل سنگ تو قعرآب
مثل هر چيزي توي آب
ولي تو...
ولي تو باز هموني كه هستي
نميدونم چكنم با تو
كه اينقدر رنج آوري
تنها با من
نه، با هر كسي
شروع اش همينه
نميدونم چكنم...
آخرش چه شود؟؟؟
من رفتم...
سراغمو بگير
توي تنهايي وغربت
كنار پنجره هاي تنهايي
روي نخل تاكستان غريبي
خيلي سخته
دراينجا با غريبي آشنايي
تا تو بودي...
چه بود؟؟؟
همش از ما بود
ولي رفتي با غريبه
چه كردي تو؟؟؟
نمي خوام ازينا بهت بگم
حلا هم فكر ميكني بر ميگردم ؟؟؟
نه ، هرگز نه
نميتونم
آري همينه
بمان همينجوري
آري همينجوري...
حتماً خوشي مگه نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
رفتم خدا حافظ... ![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط جویا در جمعه چهاردهم آبان 1389 ساعت 6:56 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
مرا از رهگذر غصه ها
وز های وهو ی زندگی
وز گیر ودار هرچه شادی را به کام نیستی بسپرد
ببر تا بیکراها دور
تا یکدم بیا سایم
از این غوغایبی مفهوم رنج آور
بیا تا لحظه ها را
تا هجوم گردش شوم زمانهارا
صدای تک تک این سا عت بی نظم گیتی را
بر گرداب نبو دنها فرو ریزیم
بیا از دفتر اندوه بار دهر بر خوانیم
هزاران قصه تلخی
هزاران شعر درد آلود و پرسوزی
که هر یک
زندگی را
با فراز وبا فرودش باز می گوید...
نوشته شده توسط جویا در یکشنبه نهم آبان 1389 ساعت 8:34 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
امشب به بزم تو تنها نشسته ام
چون لا له دمیده به صحرا نشسته ام
از ساحل سکوت گریزان وسرگردان
بر موج عاصیانه دریا یشسته ام
در انجماد اشک چه شبها تپیده ام
غوغای ناله را به تماشا نشسته ام
در انتظار ملتهب رویش بهار
درخلوت عظیم تمنا نشسته ام
در آرزوی پیک نوازشگر نسیم
در بزم چشمهای تو تنها یشسته ام
نوشته شده توسط جویا در پنجشنبه ششم آبان 1389 ساعت 6:28 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
براي تو مي نويسم...
براي تو كه واژه حضورت،نامت را ميهمان اولين سطر واژه هاي وجودم كرد...
براي تو كه لحظه هايت،غم راسر درقلبم حك كرد...
براي تو كه طوفان نگاهت،درياي دلم رابه طلاتم كشاند...
براي كه برق چشمانت، قايق نگاهم راشكست...
ومرا غرقه اي چشمان دريايي ات ساخت...
دل دريايي ات...
نفس مسيحايي ات...
وبتو مي نويسم...
مي نويسم كه.............
يادت را در آسمان ذهنم كم كرد...
و دلتنگي را به جاي نامت نشاند...
براي تو...
و بتو مي نويسم..
.![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط جویا در چهارشنبه پنجم آبان 1389 ساعت 12:17 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
مثل پروانه دنبالت هستم وگرد تو ميچرخم...
مثل شمع به پايت ميسوزم وآب ميشوم...
مثل اشك برايت ميريزم و به تو احساس ميدهم...
مثل ابر برايت ميگريم ...
مثل باران برايت پايين ميريزم...
مثل آفتاب برايت ميدرخشم...
مثل مهتاب تو را تماشا ميكنم...
مثل ستاره ها به سوي تو لبخند ميزنم...
ومثل طلوع صبح تو را نوازش ميكنم...
تا بداني كه دوستت دارم
وتو را به خاطر عشق پاك مون ميپرستم...
نوشته شده توسط جویا در جمعه سی ام مهر 1389 ساعت 5:48 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
میدونی وقتی خدا داشت بدرقم میکرد بهم چه می گفت؟
جایی که میری مردمی داره که می شکننت.
نکنه غصه بخوری وبگی من تنهام.
تو تنها نیستی.
تو کوله بارت عشق میگذارم که بگذری
قلب میگذارم که جا بدی
اشک میدم که همراهیت کنه
ومذگ که بدونی بر می گردی پیشم...
نوشته شده توسط جویا در جمعه سی ام مهر 1389 ساعت 9:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
باتو الفبای عشق را آموختم...
ندای قلب عاشقم را به همه رساندم...
به تو وکلبه عشقمان بالیدم...
تو همه گمشده ام شدی...
حالی که اینچنین شیفته تو شده امُُ...
باش تا در کنارت آرامش بگیرم..............
حالا که هسبی نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده توسط جویا در جمعه سی ام مهر 1389 ساعت 9:11 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
عشق را با تو تجربه کردم
امید به زندگی را در تو آموختم
محبت را در قلب تو یافتم ، ای شاپرک شبهای تنهاییم
با هر تپش قلبم می گویم دوستت دارم
چشمان همیشه عاشقم در انتظار توست
وقتی که میگویی دوستت دارم اول روی این جمله فکر ميكنم شاید نوری را روشن کنی
که خاموش کردن آن به خاموش شدن او ختم شود
من هنوز وفادار و تو هنوز چشم انتظاری ...
من برای بغض صدای تو دلتنگم و برای چشمان تو میمیرم ، من تو را با عشق لمس می کنم
و با تو به گذشت زمان عشق می ورزم و بی تو به گذشت زمان افسوس می خورم
و هنوز با اندوخته هایی از عطر شانه های تو تنفس می کنم
به تو عادت دارم
مثل پروانه به آتش، مثل عابد به عبادت
و تو هر لحظه كه از من دوری، من به ویرانگری فاصله می اندیشم
در كتاب احساس واژه فاصله یك فاجعه معنا شده است
تو توانایی آنرا داری كه به این فاجعه پایان بخشی
می خوام از تو بنویسم برای تو كه در تمام لحظاتم وجود داری خنده هایم برای توست
با تو بودن مرا شاد می كند و بی تو بودن مرا گریان. تو با من هستی در حالی كه در كنارم نیستی
تو با منی چون در قلب منی. قلبم را با دنیا عوض نمی كنم چون تو در آنی و من تنها تو را دوست دارم
كه سبزی مانند بهار ، استواری مانند كوه ، لطیفی مانند گل و روانی همچون دریا...
...
...
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط جویا در جمعه سی ام مهر 1389 ساعت 8:7 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
عشق یعنی چه؟...
ع: عاطفه و احساسات محرک...
ش: شدید ترین احساسات که باعث حرکت نابه هنگام میشود...
ق: قلبی که جایگاه این همه عواطف واحساسات شدید میباشد...
آیا همین نیست؟؟؟... یا.............>>>>>>///
نوشته شده توسط جویا در پنجشنبه بیست و نهم مهر 1389 ساعت 12:23 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
عشق
عشق کشوری است که درسرزمین وجود موقعیت دارد
ازطرف شمال به دشت خشک وسوزان غم، ازطرف جنوب به اقیانوس بزرگ اشک
ازطرف شرق به سرزمین ازدواج و ازطرف غرب به سرزمین غمدیده وفقیر جدایی محدود میباشد.
نوع حکومت آن شاهی بوده و واحد پولی آن محبت میباشد.
این کشور از طرف حدود اربعه خود که محدود همیشه تحت تاًثیر آن کشورها قرار داشته
وسرنوشت این کشور هم درآخر به یکی از آنها تعلق میگیرد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نوشته شده توسط جویا در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 ساعت 6:25 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
شبی که قسمت ما را به ما فلک می داد
به زخم تنگ دلی شعله از نمک می داد
سوارچرخ فلک می شدیم از پی هم
حکیم چرخ به گردونه فلک می داد
من از پی تو دوان وتو در گریز از من
به ما لجاجت یک جوره شاپرک می داد
خدا نگاه به حاتم نموده، بخشش را
به ما دو آینه رویای مشترک می داد:
من وتو آن دوپرنده میان یک قفس و
صدای روشن ما بوی نی لبک می داد
دو قوی ماده ونر روی آب می رفتند
وقوی ماده به نر بوسه نم نمک می داد
میان بستر پرشور شبدر وشبنم
نیسم بودنه را صبح، قتقتک می داد*
چهارگوش جوالی، چهاردختر مست
شریف شاخچه را با دودست، تک می داد**
فرشته زن شده بود وبه شور لالایی
گرفته شانه گهواره را ودک می داد***
***
زخواب نیمه شبی پا شدم برون رفتم
ستاره سوخته بود ابر آتشک می داد. ****
نوشته شده توسط جویا در سه شنبه بیست و هفتم مهر 1389 ساعت 6:12 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
بین رویا ی شبانه جستجویت میکنم
نگس عشق منی هر لحضه بویت میکنم
برگ برگ خاطراتم را خزان بر باد داد
ای گل ناز بهاری آرزویت میکنم
باز دل برده زمن دختر گل پیرهنا
دلبرا لاله رخا سرو قدا سیم تنا
سیم ساق و گهر اندام بهارینه سلب
نرگسین چشم و عقیقین لبو شیرین دهنا
دنیا رو بهش یه نام بذارین
نامی که هر لجظه یادتون میاد ویاد شما نمیره
میپرسم چه نامی یادتون نمیره
بعدش میگه عشق
یعنی دنیا
یعنی رویا
![]()
نوشته شده توسط جویا در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389 ساعت 8:10 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
بنام خدا
وقتی تو آسمون نگاه میکنم
وقتی تو ابرا می بینم
وقتی بارون میاد
وقتی تو زمین نگاه میکنم
وقتی تو برقا
وقتی زیر بارون
وقتی زیر آفتاب
وقتی تو شبا
همش احساس میکنم
خدایا
تو در وجودم نزدیکتری وتو میتو نی تهترین پشتیبان آدما بشی.
همش تو به سایه افگندی وهمش تو به ما نور لطافت ومهربانی رو به ما ارزانی دادی.
سپاس گذارم ازتو...![]()
نوشته شده توسط جویا در یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389 ساعت 10:6 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
متشكرم ازاينكه از من سري زديد . به زودي قابل استفاده ميباشد.
نوشته شده توسط جویا در یکشنبه بیست و یکم شهریور 1389 ساعت 9:23 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

راز عشق...
عشق يعني لحظه هاي التهاب
عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
عشق يعني قطره ودريا شدن
عشق يعني همچو من شيدا شدن
عشق يعني ديده بردو خلق
عشق يعني در فراقش سوختن
من دوستت دارم::::::::::::::::::::::::::
...... من دوستت دارم:::::::::::::::::::
........... من دوستت دارم::::::::::::::
................ من دوستت دارم:::::::::
................... من دوستت دارم::::::
...................... من دوستت دارم:::
........................ من دوستت دارم:
........................ من دوستت دارم:
....................... من دوستت دارم::
.................... من دوستت دارم:::::
................. من دوستت دارم::::::::
............. من دوستت دارم::::::::::::
.......... من دوستت دارم:::::::::::::::
...... من دوستت دارم:::::::::::::::::::
.. من دوستت دارم:::::::::::::::::::::::
. من دوستت دارم::::::::::::::::::::::::
.. من دوستت دارم:::::::::::::::::::::::
من دوستت دارم::::::::::::::::::::::::::
...من دوستت دارم:::::::::::::::::::::::
...... من دوستت دارم:::::::::::::::::::
........... من دوستت دارم::::::::::::::
................ من دوستت دارم:::::::::
................... من دوستت دارم::::::
...................... من دوستت دارم:::
........................ من دوستت دارم:
........................ من دوستت دارم:
....................... من دوستت دارم::
.................... من دوستت دارم:::::
................. من دوستت دارم::::::::
............. من دوستت دارم::::::::::::
.......... من دوستت دارم:::::::::::::::
...... من دوستت دارم:::::::::::::::::::
.. من دوستت دارم:::::::::::::::::::::::
. من دوستت دارم::::::::::::::::::::::::
من دوستت دارم::::::::::::::::::::::::::
...... من دوستت دارم:::::::::::::::::::
........... من دوستت دارم::::::::::::::
................ من دوستت دارم:::::::::
................... من دوستت دارم::::::
...................... من دوستت دارم:::
........................ من دوستت دارم:
........................ من دوستت دارم:
....................... من دوستت دارم::
.................... من دوستت دارم:::::
................. من دوستت دارم::::::::
............. من دوستت دارم::::::::::::
.......... من دوستت دارم:::::::::::::::
...... من دوستت دارم:::::::::::::::::::
.. من دوستت دارم:::::::::::::::::::::::
. من دوستت دارم::::::::::::::::::::::::
.. من دوستت دارم:::::::::::::::::::::::
من دوستت دارم::::::::::::::::::::::::::
...من دوستت دارم:::::::::::::::::::::::
...... من دوستت دارم:::::::::::::::::::
........... من دوستت دارم::::::::::::::
................ من دوستت دارم:::::::::
................... من دوستت دارم::::::
...................... من دوستت دارم:::
........................ من دوستت دارم:
........................ من دوستت دارم:
....................... من دوستت دارم::
.................... من دوستت دارم:::::
................. من دوستت دارم::::::::
............. من دوستت دارم::::::::::::
.......... من دوستت دارم:::::::::::::::
...... من دوستت دارم:::::::::::::::::::
.. من دوستت دارم:::::::::::::::::::::::
. من دوستت دارم::::::::::::::::::::::::
آدم عزيزانشو فراموش نميکنه بلکه به نديدنشون عادت ميکنه.....تقديم به کسي که عادت به نديدنش مثل فراموش کردنش غيرممکنه
گفت فرق رويا با آرزو چيست ؟ گفتم آرزو يک حقيقت نزديک است ولي رويا يک آرزوي شيرين دست نيافتني . گفت من رويا هستم يا آرزو؟ گفتم روياي که به حقيقت پيوستن آن يک آرزوي شيرين است.
درزندگي سه راه را دنبال كن: 1-دوست داشتن را براي يك تجربه. 2-عاشق شدن را براي يك هدف. 3-فراموش كردن را براي قبول واقعيت
عاشقي را شرط اول ناله وفرياد نيست تا کسي از جان شيرين نگذرد فرهاد نيست عاشقي مقدورهر عياش نيست غم کشيدن صنعت نقاش نيست
مهم نيست فردا چي ميشه..... (مهم اينه که امروز دوستت دارم) مهم نيست فرداکجاميري... (مهم اينه که هرجاباشي دوستت دارم) مهم نيست تا ابد باهم باشيم (مهم اينه که تاابددوستت دارم) مهم نيست قسمت چيه (مهم اينه که قسمت شد دوستت دارم
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY